مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

اینجا
جایی ه که
بدون دغدغه ی باز نشر
از وبلاگهای دیگه،
توش مینویسم..

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۲۷۸ مطلب با موضوع «آگهی غیر بازرگانی» ثبت شده است

۱۴بهمن
یک دوستی بود که اینترنتشان قطع بود.. ما هر چه پیگیری میکردیم، جواب نمیآمد... حالا من هم خودم دچار شده ام.. عجب حکایتی ست!
نرگس حسینی
۰۹بهمن
همه ی سیب ها لک شده بودند..لک له شدگی..لک ضربه..معلوم نیست حواسش کجاست...!توی کوچه خورده بود زمین..پلاستیک سیب ها هم ولو شده بودند کف زمین...فقط توانستم با روغن کمی ماساژش بدهم..مچ دستش ولی هنوز درد داشت..
نرگس حسینی
۰۵بهمن
خیلی وقت بود مرحله ی کبودی رو اینقدر سنگین درک نکرده بودم....ساعت نزدیک 7صبحه...و دارم میرم بعد چند شب نخوابیدن،بخوابم...یاد شب های ژوژمان بخیر...انصافا دلم برای علیزاده و سحر خالی بند ، تنگ میشه وقتی اسم ژوژمان میاد...
نرگس حسینی
۰۴بهمن
دلم میخواد خرخره شو مث آدامس بجوم.............................
نرگس حسینی
۰۲بهمن
انصافا خانه تکانی حال میدهد..خصوصا وقتی مطمئن نیستی آخرش زنده میمانی یا نه!خدا به همه صبر بدهد....یک چیزهایی پیدا میشوددو یک چیزهایی تا سال بعد گم میشوند!فقط خدا کند این پیاز داغ ها را پیدا کنم!!!!کبودشم.....
نرگس حسینی
۲۶دی
این روزها که برف می آید حال دلم خیلی خوب است..فقط یک نگرانی دارم..و آن هم گربه های کوچه اند که چند روزی ست ازشان خبری نیست..هر چی چشم می اندازم نمیبینمشان..قبلا ها کلی با هم سلام و تعارف داشتیم..دلم برای گربه های کوچه شور میزند..یعنی کجایند که ازشان خبری نیست؟شما گربه های کوچه ی ما را نمیشناسید..پر رو تر از این حرفها هستند که با یک برف ناپدید شوند....!هر کس خبری دارد از گربه های کوچه ی ما بدهد و خانواده ای را از نگرانی برهاند....
نرگس حسینی
۲۲دی
آدم باید اینجوری باشد رفیق...گیج نزن..اینجوری...دور خودت نچرخ بابا!!اینجوری دیگر.....مثل کف دست....
نرگس حسینی
۲۱دی
هلیکوپتر نشست وسط دیوونه خونه یکیشون گفت: قیل و قال نکنید تا زنده بگیریمش!  نمیدونم چرا ..ولی این طنز منو یاد بعضی ها میندازه که امروز برآورد کارشونو آورده بودند..و هیچ ذهنیتی درباره ی کارشون نداشتند....!!!!قشنگ مث یه اسلوب معادله ست....!
نرگس حسینی
۲۱دی
بالاخره امروز وارد فاز طراحی شدیم...
نرگس حسینی
۱۹دی
چندجا را امتحان کرده ایم.جواب امتحان همه مثبت.انگار همه شان با هم تله پاتی دارند!انگار همه شان وصل اند به یک جا.هر قدر هم که از هم دور باشند.امروز بهشت بودم.پیش آقا مرتضی.هر طرف که باشی انگار دارد به تو نگاه میکند..با آن لبخند ،که به قول کسی آدم همش فکر میکند الآن است که پقی بزند زیر خنده!نمیتوانی از دست نگاه خندانش فرار کنی..انگار اصلا آقا مرتضی آنجاستکه هر وقت حسابی کم آوردیحسابی به روغن سوزی افتادیدیگر عقل ت قد نمیدادبروی پیششو اوبا آن نگاه خندانشبگوید...: خب..!!!که چی....؟!فکر کردی الکی ست...؟!راه ما از کربلا میگذرد..و کربلا خون میخواهد..یا باید خون بدهی..و یاخون جگر بخوری.............................آی.....آقا مرتضی...آقا مرتضی....چه دل بی غشی داری...چه نگاه باصفایی...کلی نگاهت کردم امروز...کلی نگاهم کردی امروز...جان من دعا کن..آرام در گوش خدا نجوا کن..بگو حواسش به ما باشد...بگو ما جز به نگاه او دل خوش نکرده ایم...آقا مرتضی...دیدارهای ما دیر به دیر است..ببخش اگر بی معرفتیم....امروز رفته بودیم بهشت..انگار اینجا هیچوقت زمستان نمیشود..شاهدش این شمشاد ها....
نرگس حسینی
۱۸دی
دیدم.شایدم ندیدم.فکر کردم که دیدم.ولی دیدم انگاری.دیدم گونه ات روی خاک بود.تو برات تازگی نداشت.بعد از هر نماز صورتتو میذاشتی روی خاک.ولی برای من...بعد ِ نماز،صورتمو گذاشتم روی خاک؛سرد بود..خیلی سرد..
نرگس حسینی
۱۸دی

#

یک ساعت است که دارم پیاده مغزی میکنم.یعنی دارم مغزم را پیاده میکنم.حال چرا؟خیلی واضح است.چون باز هم قرار است بنویسم !اگر قرار بود هرکس برای نوشتن قد من جان بکند،باور کن هیچ کتابی منتشر نمیشد!!!
نرگس حسینی
۱۷دی

#

آدم وقتی باید بنویسهنمینویسه..این چه سریه؟؟؟!!!
نرگس حسینی
۱۰دی
دلم خوش است میان شکنجه پائیزچه باشم و چه نباشم بهار در راه است
نرگس حسینی
۰۱دی
انگار مد شده که حال همه بد باشه... حال من ولی مدتی ست روبه بهبود است باید هم که رو به بهبود باشد..بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم..حالا چرا؟شاید خودم هم ندانم..ولی..باید خوب شوم..باید خوب باشم..حسابی کار دارم..کسی اگر قلمی دارد که میشود رویشحساب کردمیشود به بودنش دل خوش کردبرایم بنویسدبرایم بنویسد از خسته نشدنازاز پای نیوفتادناز زنده بودناز همیشه زنده بودنمیدانیدارم به یک جمله فکر میکنمهمانکه میگفتجز زیبایی ندیده..به این جمله اگر ایمان داریمباید که حرکت را آغاز کنیم..سالها این جمله آدم ها را گریاندهولی حالامیخواهم با این جمله زندگی کنم..باید که تعارفات را کنار گذاشت..باید سرعت را زیاد کرد..باید نیت ها را به سرعت پاک کرد..خالص کرد..باید ابتکار عمل را بدست گرفت..اینها را مرد گفت..همانروز که دستش شکسته بود..هر کس میتواند بنویسد ...بسم الله.این یک فراخوان است..برای همه ی قلم هایی که زنده اند..کهامید هیچ موجزی به مرده نیست..زنده باش..
نرگس حسینی
۲۹آذر
مدتی نیستم..میروم سفر..میروم که یک کمی فکرم را جمع کنم....نمیدانم ..شاید هم کلا ذهنم از هم پاشید..به قول بچه ها : پاچید!!اگر درگاهی پیدا کردم به دنیای وب،سر میزنم .و اگر نه ،نیستم.عمری اگر بودوقتی برگشتمدر خدمتم..
نرگس حسینی
۲۸آذر
به سبک دنبال خواننده ها... : سلام وب خوبی داری. چقدر خوب مینویسی! به منم سر بزن.. به سبک پر رو ها: سلام . من اومدم سر زدم ببینم تو چیکار میکنی؟! منتظرتم.. به سبک فروشنده ها: سلام وب خوبی داری. ما یه محصول داریم که میتونیم ..... . . . (متنش خیلی اراجیفه ... تا حالا ته ته شو نخوندم!!!) به سبک دنبال لینک شدن ها: سلام وب خوشکلی داری.. منو با عنوان چرت و پرت لینک کن. بعد خبر بده بگو با چه عنوانی لینکت کنم.. . . به سبک خودمون: سلام.. حال دلت چطوره؟ بهتر شدی؟ حال دل ما این روزها کمی بوی خون میدهد.. انگار دل شما ولی .. خرمالویی ست!! آنروزها را ، هر روز به خودم قول میدهم که فراموش کنم و نمیشود.. دعا میکنم برایت..
نرگس حسینی
۰۸آذر
بهش گفت چطور میتونم با کسی حرف بزنم که هیچ وقت ندیدمش..هیچ خاطره ای ازش ندارم...همینو گفت و از روی سنگ قبر بلند شد..مرد تنها موند و با بعد سالها با زنش که حالا مدتها بود آروم خوابیده بود ، یه دل سیر ، خلوت کرد.........پدرش براش ، فقط یه سنگ قبر بود..ولی عاشقش بود..میمرد براش..وقتی رسیدیم بالای قبر ، نمیشد اشکها شو فاکتور گرفت..براش آب آوردم..یه سطل ..دوتا..سه تا......هفت تا..شایدم شیش تا....دل نمیکند..تمام هیکلش خیس شده بود..میشست و گریه میکرد و حرف میزد......طاقت نیاوردم..رفتم عقب......چقدر حرف داشت برای گفتن..چقدر درد دل......چه حالی بود..هیچوقت یادم نمیره..یه شب زمستونی..توی بهارِ بهشت آباد...........تو به این چی میگی.....؟
نرگس حسینی
۰۶آذر
الحمدلله رسیدند!!خصوصا با این قصه ی هواپیما ربایی دیشب پرواز تهران-دمشق یک مقداری نگران بودم..
نرگس حسینی
۰۶آذر
ما چهارم شدیم..و این خیلی خوب است..مسابقات را نمیتوانستم دنبال کنم..ولی اخبار را از خانواده و دوستان میگرفتم..برای جامعه ی ورزش خیلی مسرت بخش است ..انشالله این روند ادامه داشته باشد برای المپیک لندن و دوره های بعد.و انشالله حالا که ورزش قهرمانی دارد به نقطه ی خوبی میرسد ، ورزش همگانی هم تکانی بخورد و آدمهای تنبلی مثل من از جایشان بلند شوند!!ولی انصافا ورزش همگانی نیاز به برنامه ریزی های قوی تری دارد..عکس ها مسابقات شمشیر بازی گوانگجو (به قول صدا و سیما گوانگ ژو ) ست..    در ادامه مطلب میشود دید.
نرگس حسینی