مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

اینجا
جایی ه که
بدون دغدغه ی باز نشر
از وبلاگهای دیگه،
توش مینویسم..

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۲۷۸ مطلب با موضوع «آگهی غیر بازرگانی» ثبت شده است

۰۹مهر
از بچگی حرصش از دست من در می آمد..میگفت از صبح رفتی مدرسه ، آمدی، یک کلمه هم تعریف نداری؟!لا اقل یک چیز کوچکی، حرفی، حدیثی؟!..اصلا عادت نداشتم چیزی بگویم..عادت ماند سرم..ماند تا یک روز که از سفر برگشتم..رفته بودم مشهد..از سفر هم چیزی نگفتم..یعنی اصلا نکته خاصی به ذهنم نمیرسید که بخواهم تعریف کنم....ناراحت شد..کلافه شد..گریه اش گرفت..فکر میکرد دارم با او غریبی میکنم که نمیگویم....ولی اصلا اینطور نبود که او فکر میکرد..من کلا اهل تعریف کردن نبودم..تصمیم گرفتم برایش از ساده ترین اتفاقات بگویم تا بزرگترین ها..و شروع کردم..ساعت ها با هم مینشستیم روی پشتی جلوی در ورودی و حرف میزدیم..حتی از خاطرات همان مهد کودک هم میگفتم..او هم میگفت..تازه فهمیدم چقدر اشتباه میکردم که چیزی نمیگفتم..چقدر او بزرگ بود که اینهمه سال سکوت مرا تاب آورده بود..چقدر حرف داشت برایم.....اما حیف..از تمام آن هفده سالانگار فقط همان چند ماه را با هم زندگی کردیم.....حالا عادت کرده ام به اینکه بگویم..لااقل به یک نفر بگویم..حتی اگر آن یک نفر فقط یک قلم باشد و یک کاغذ..یا ....همیشه چراغ خاموش بودن ، خوب نیست..همیشه حرفی نگفتن و رد شدن خوب نیست..شاید هنوز هم حرف زدن برایم سخت باشد،ولی لااقل حالا میدانم فرق اینبا آن را.....بعضی وقتها باید با چراغ روشن حرکت کرد...اینجاچراغی روشن است..
نرگس حسینی
۰۷مهر
امشبآخرین شب است.....نمیدانم چرامدام در یاد تاسوعا م..هیچ ربطی هم به موضوع ندارد..
نرگس حسینی
۳۱شهریور
واقعا چرا وقتی من بعنوان فردی از جامعه ی نسوان ، آزمایش خون میدهم؛جماعت مذکر، باید کیپ بنده در حال تماشای اثر فرد نمونه گیر باشند؟جواب هایی که شنیدم بسیار مشعوفم کرد...- ( نمونه گیر) خب خانوم به هر حال درسته که هرکسی یه اعتقادی داره.... ولی اینجا شرایطش اینجوریه..!- (چند تن از برادران جان بر کف) خب خانوم اگه ناراحتید ما چشمامونو میبندیم!!!- (مسئول بخش) خانوم همینه که هست..!!- (خانمی که داشت آزمایش میداد) انشالله که خدا میبخشه...!!!  اینام جای برادرهای شما!!!1. من چه جوری باید به این جماعت برسونم که مملکت اسلامیه...؟!2. من اگه برادر نخوام باید کی رو ببینم...؟!3. قربون ادب ت با مرام...!!4. آره خب! خدا نبخشه چه کنه!!! خدا واقعا کوتاهی های ما رو میبخشه؟؟؟   پس تکلیف فمن یعمل مثقال ذره شر یره چی میشه...؟؟؟؟؟!!!!از دست خودم خیلی ناراحتم که بعد از اینکه جواب آزمایش رو گرفتم عین این شنگول های احمق همه چی یادم رفت و نرفتم با مسئول آزمایشگاه یه چای تلخ بخورم...!
نرگس حسینی
۳۱شهریور
آدم توی این آزمایشگاهِ خاص،تا آشنایی نبیند،انگار چیزی کم است..از ناحیه ی دو دست آبکش شدم.........بعضی کلمه هاهنوز دم نکشیده اند..
نرگس حسینی
۲۷شهریور
بعضی وقتهااین اپراتور همراه اولیک سورپرایزهایی برای آدم ایجاد میکندکه توی ته خوابهایتتوی نهایت خیال بافی هایت همآن را نمیبینی..!!الآن یکی از این اتفاقها برای من رخ داده..یکی از این دوستان قدیمی بنده که در دبیرستان با هم همدوره بودیمبرایم پیام فرستاده..2 متر پریدم هوا..بگذزیم از اینکه حالا مسیر زندگی ما،هر کدام به سویی ستو شاید همدیگر را توی خیلی مسائل نپذیریمو شاید اختلاف نظر و اختلاف عمل های عمیقی با هم داشته باشیم..ولی هنوز هموقتی دلم میگیردوقتی گذرم به قطعه شهدا می افتدمحال استکنار مزار عمو نبییادش نکنم....
نرگس حسینی
۲۶شهریور
[] یاد دکتر شایانفر بخیرتنها رفیق من بود که پای مشاعره بود..
نرگس حسینی
۱۹مرداد
چند روزهمسیر دفتر تا خونه رو پیاده میامکه شاید برای افطار سنگک بگیرم....هربارنزدیک خونهمتوجه میشمیادم رفته سنگک بگیرم..!..بدون اینکه صداشو دربیارمتوی دلم میگم،شاید فردا گرفتم...
نرگس حسینی
۱۰مرداد
یارو زده روح الله داداشی رو کشته، حالا گرفتنش میگه حالا چی میشه اعدامم میکنن؟؟میگن پ نه پ میری مرحله بعد باید محراب فاطمی روهم بکشی..حالا که تب مرگ این ورزشکار کمی خوابیدهگفتن بعضی حرف هاخارج از فضای تعصببد نیست..روحش شاد،ما که توی شهر قدم میزنیمخیلی آدم ها را داریم میشناسیمکه به واسطه ی چاپ بنر و تسلیت نامه های بلندبالاسعی میکنند خودشان را معرفی کنند..سالن ورزشی فلان..برادران فلان..گروه فلان..بچه های باشگاه فلان....و الخ.....توی همین شهر ماکه تویش کم نیست از کشتن نابه هنگام آدم هاچند وقت پیش تر یک گاراگاه، کشته شده بود،به عبارتی شهید شده بودقبل تر شیکی دیگرو قبل تر ش کسی دیگر..و خیلی آدم هاییکه گرچه بسیار بزرگند و بسیار بزرگواراما آرام و بیصدا میروند..آدم هایی که به گردن شهرحتی به گردن مردم این کشورحق ها دارند....
نرگس حسینی
۰۷مرداد
حال میکنم با این سایت هایی که هرکار میکنینمیتونی عضو شون بشی..یامثلااز طرف تلویزیون آدرسشونو میدنبعد هر کار میکنیاصلا باز نمیشه سایت....حال میکنم با این سایت گره..که نمیاد بالا و 2 ساعته ما رو علاف کرده...
نرگس حسینی
۰۶مرداد
یه موقعیبا مالدیو بازی میکردیم17تا بهش میزدیم...حالادقیقه61 بازی ایران - مالدیوایران فقط 1 گل زده...واقعا عالیه...بچه ها واقعا مچکریم....
نرگس حسینی
۰۶مرداد
جای غرفه رو نمیدونم.. شماره شو نمیدونم.. اسم دقیق شو نمیدونم.. ولی.. . . اگه رفتید نمایشگاه قرآن یه سری به غرفه ی مصاف  توی بخش دانشجویی بزنید.. مصاف یه گروهیه وابسته به استاد علی اکبر رائفی پور..
نرگس حسینی
۰۶مرداد
گربه های کوچه هم از گرما فرار میکنند.حدود ساعت 3بعد از ظهر داشتم میومدم خونهدیدم زیر هر ماشینی که سایه ی تپلی دارهیه گربه لمیده..همچینم لم داده بودند که آدم هوس میکرد بره اونم زیر اون سایه بخوابه..!!گربه های کوچه ی ما ند دیگه...اون خردلیه که توی خواب عمیق بود....
نرگس حسینی
۲۲تیر
سلام دایی.. خانه نو مبارک.. تمام مدت  فکرم  پیش حرف شکوه بود.. . . شکوه، که اولین نگاهی بود که  از چهار چوب در نگاهم را دزدید.. . . پشت سرش از زن ها فقط من بودم و شکوه.. . . و شکوه که با همه بودنش پدرش را بدرقه میکرد.. . . و آرزو میکرد که آرام بگیرد.. بعد از این همه درد آرام بگیرد..
نرگس حسینی
۲۲تیر
گرچه خیلی اهل سفر نیستمولی...بعضی وقتها سفر میرم که عکس بگیرمبعضی وقتها, عکس میگیرم که توش سفر کنم....عکسهای این چند پستهمهمتعلق ند به سفر اخیرم به طالقان..
نرگس حسینی
۱۶تیر
اصلا یادم نبود برای وقتیکه دریا میرومحتمابا خودم آفتابه ببرم!!!...رفتم دانشگاه..اصلا یادم نبود امروز همه ی کارکنان بخش اداریمراقبت ِ کنکور دارند!!!..تمام کار ماند برای یک وقت دیگر..
نرگس حسینی
۱۵تیر
گفته بود اگر خودم را به مراسمش نرسانم،دیگر اسمم را نیآورد.گفته بوددیگر نه مننه تو....گفتم دختر خوبنیستم..من 6ماه است برای این برنامه فکر کرده ام..کار کرده ام..حالا نمیشود همینطور یکهو نروم....گفت خودت میدانی..دیگر اسمت را هم نمیاورم اگر نیایی....شب مراسمشدل توی دلم نبود..همه چیز هم بهم ریخته بود..مسئول گروه داشت از حال میرفت بس که خسته بود..دو سه بار بهش گفتم،اجازه بدهید من بروم مراسم دوستم،صبح برای اذان صبح برمیگردم..میگفت جان هر که دوست داری با من شوخی نکن!!آن شب تا نزدیکی های صبح پای سیستم بودم...کارها بدجور بهم گره خورده بود..پشتیبانی هم که از این کارها و برنامه ها در حد ِ.... تمام آن شبداشتم به این فکر میکردم که جدا دیگر اسمم را هم نمیآورد..یک دنده بود و لج باز....آن شب بهش زنگ هم زدم..کس دیگری جواب داد....بعد از مراسمش هم چندین بار تماس گرفتم..جواب نداد که نداد....دارد میشود چهار سال.چهار سال که دلم برایش تنگ شده و جواب تلفن هام را نمیدهد....آخرین بار سرخیابان آبان همدیگر را دیدیم..حالش خیلی خوب نبود....حالا دیگر باید برای خودش خانم دکتری شده باشد....خدا را چه دیدیشایددیدار ما افتاد به یک بیماری!!شاید همافتاد به قیامت....فقطببینمش.
نرگس حسینی
۱۲تیر
آب را جیره بندی کرده ایم...هوا را جیره بندی کرده ایم..آب را بروی ما بسته اند...کولرها ، سوخته...حلقه محاصره هر روز تنگ تر میشود..نیروهایا میروندیا میبرندشان..و آنها که مانده اند،نایی ندارند..فقطامید به خدا ستکه ما رانگه داشته..امید به وعده الهی....کربلادر عراق نیست.کربلا همین جاست..جاری ِ جاری..برگی از وصیت نامه ی یکی از شهدای آینده..
نرگس حسینی
۱۱تیر
تنگ غروبهیچ چیز به اندازه ی یک زمزمه ی آرام نمیچسبدباید با تاکسی رانی صحبت کنمدم غروبتاکسی ها،آهای آهای خوشگله با صدای بلندنگذارند..به آدم نمیچسبد..حالا میفهممحکایت ِقرآنواذانواقامهو بعدنماز را...
نرگس حسینی
۱۱تیر
نمیدانم چرابعضی وقتهافکر میکندوقتی از کسی مینویسمکه سالهاستنمیبینمش،قطعایک مرگی م هست....پس لابدهر روزیک مرگی م هست..هر شبیک مرگی م هست....برای هر کس فقط یک مرگ هست.و آنناگزیرخواهد رسید.
نرگس حسینی
۱۰تیر
آدم وقتی مدام مجبور باشه برنامه های مورد علاقه شو نبینهبه مرحله ای میرسه که من الان رسیدم!!استفاده از این سایت رو برای کسانی که مشکل مشابه من رو دارم پیشنهاد میکنم.البته دارم به یه چیز بهتر هم فکر میکنم که به زودی میرم سراغش....خلاصه همیشه که همه ی درها به روی آدم بسته نمیمونه!!!
نرگس حسینی