فایل رو بعد از دانلود از حالت rar خارج کنید. قابلیت استفاده روی 2003 به بالا رو داره.
http://www.4shared.com/file/144930039/81c55ec5/Presentation1.html
فایل رو بعد از دانلود از حالت rar خارج کنید. قابلیت استفاده روی 2003 به بالا رو داره.
http://www.4shared.com/file/144930039/81c55ec5/Presentation1.html
هنر اتروسک هنر رومی
رومیان(امپراتوری پیشین«معماری و طرحهای عمرانی»)
یکی از بهترین و سالم ترین یادمانهای رومی، خود شهر رم
است و یکی از پرآوزه تری و پر نفوذترین بناها در تاریخ معماری، معبد
پانتئون است (تصویرهای 237 تا 239)؛ این معبد در حدود 125 میلادی ساخته شد
و تأثیر فضای درونیش بسیار پر مخافت است. مخصوصاً به این علت که از نمای
بیرونش چنین مخافتی احساس نمی شود. پانتئون معبدی گرد و گنبد دار است، در
جلویش رواقی مستطیلی دارد که به نظر می رسد آنچنان که باید و شاید با ساخت
گردوار اولیه آن تناسبی ندارد و احتمالاً بعدها برآن افزوده شده است.
تأثیر اولیه حاصل از مشاهده این بنا احتمالاً با تأثیر امروزیش متفاوت
بوده است، زیرا پانتئون در آغاز یک بنای مستقل نبود بلکه به یک باسیلیکای
قدیمی تر متصل بود و امتداد آن یالهای جانبی پانتئون را می پوشانده است.
گذشته از این، در جلوی رواق معبد یک حیاط ستون بندی شده قرار داشت که بخشی
از رواق نیز جزو آن بود و در آغاز تنها بخش قابل رؤیت ساختمان از روبرو
بود. این حیاط که در دوره هادریانوس ساخته شد، احتمالاً از طرحهای همین
امپراتور تنوع طلب بوده است. بنای پانتئون از گونه ای سادگی پرهیبت در
مقیاس بزرگ برخوردار است. برفراز اندرون مدورش گنبدی نیمکره وار به قطر 43
متر زده اند که فاصله نوک گنبد از کف پانتئون نیز 43 متر است. 


بدین ترتیب، طرح پانتئون بر تقاطع دو دایره – یکی
عمودی، دیگری افقی – قابل تصور به صورت مقاطعی از یک کره «فضا» که در درون
بنا محاط شده اند استوار گشته است. گنبد پانتئون، پوسته ای بتونی دارد که
تدریجاً در سمت قاعده بر ضخامتش افزوده می شود تا در جای لازم بر قدرت آن
بیفزاید. در مرکز گنبد، سوراخی گرد (به نام «چشمه نور» یا «نورگیر») به
قطر 9 متر تعبیه شده که شیشه ای ندارد، رو به آسمان باز شده و تنها منبع
نور برای تأمین روشنایی اندرون بنا است. دیوارهای نگه دارنده گنبد بسیار
ضخیمند و در سطحشان فرونشستگیهای مستطیل و نیمدایره یک در میان ایجاد شده
است، که بر بالای هر کدام طاقی هلالی زده شده تا فشار حاصل از گنبد را به
جرزهای عظیم سنگی منتقل کنند. گنبد پانتئون از درون قاب بندی شده تا آنکه
هم جلوه هندسی زیبایی از مربعهای کوچک در درون دایره ای عظیم را پیدا کند
هم از فشار و سنگینی کل گنبد بکاهد بی آنکه صدمه ای به قدرتش زده باشد. کف
پانتئون، مختصر تحدبی دارد و زهکشهایش به صورت خطوطی کم عمق در مرکز
(مستقیماً در زیر نورگیر) ایجاد شده اند تا هر آبی را که از آن بالا می
ریزد به سوی خود سرازیر گرداند.
تابلوی اندرون پانتئون اثر جووانی پانینی بهتر از هر
عکسی، وحدت شکل و مقیاس طرح، سادگی نسبتها، عظمت پرهیبت آن را نشان می
دهد. در این تابلو تقریباً تجربه هر تازه وارد به این فضای عظیم مدور به
نمایش گذاشته شده است و آن نه احساس سنگینی دیوارهای گرداگرد بنا بلکه
حضور ملموس خود فضاست؛ زیرا معماری نمایانده شده در این تابلو، قبل از هر
چیز یک معماری مختص فضاسازی است. در معماریهایی که پیشتر مطالعه کردیم،
شکل فضای محصور شده، تقریباً به طرزی تصادفی از طرز قرار گرفتن دیوارها و
احجام، تبعیت می کرده است و این عناصر نیز به اندازه ای که در شکل فضای
مزبور گسستگی ایجاد می کنند باعث شکل دادنش نمی شوند. دیوارها و احجام در
معماری مصر و بین النهرین به قدری اهمیت دارند که آنچه دیده می شود همینها
هستند، فضا فقط به شکل «منفی» وجود دارد یعنی تصادفاً بین احجام ظاهر می
شود. این گونه معماری را معماری احجام می نامند. معماری یونانی نیز
مخصوصاً به احجام، نسبتهای میان احجام و شکل دادن به عناصر حجمی توجه
داشت، با صفت معماری استخوان بندی یا ساختاری متمایز شده است. نخستین بار
رومیان هستند که معماری را به شکل واحدهایی از فضا در تصور می آورند که با
استفاده از دیوار بستهایی قابل شکل دادن هستند. ادرون پانتئون،
مطابق این علاقه معماران رومی، یک کل واحد، همشکل و متکی به خود است که
احجام یا دیوارهای نگه دارنده هیچ گسستی در آن پدید نمی آورند، کلی است که
بازدید کننده را در خود جا می دهد بی آنکه او را محبوس کند، جهان کوچکی
است که از طریق نورگیرش به سوی ابرهای گریزپا، آسمان آبی، خورشید، طبیعت
کیهانی و خدایان راه می یابد. گریختن از سر و صدا و گرمای سوزان یک روز
تابستانی رم و پناه آوردن به محیط خنک و عظمت آرام پانتئون، تجربه
ای است که تقریباً در وصف نمی گنجد و هر کسی باید خود شخصاً آن را
بیازماید. از همه چیز که بگذریم، این کار یک تجربه معماری نیز هست.
نباید از یاد برد که نیروی ابتکار رومیان در ساختن
فضاهای بزرگ درونی به شناخت و اطلاعات مهندسی ایشان از خواص احجام و
ایستایی احجام خنثی بستگی داشت. قوس، طاق و گنبد، واحدهایی ساختمانی بودند
که رومیان با مهارتی بی مانند در جهان باستان و کم نظیر در جهان معاصر،
ابداع و تکمیل کردند. اساساً، مسأله به شکلی که رومیان می دیدند، چنین
بود: چگونه باید فضایی پهناور را محصور کرد و بر فرازش سقف زد و چگونه نور
کافی به این فضای بزرگ رساند و در عین حال آن را باز و بدون تیرها یا
ستونهای نگه دارنده لازم برای یک سقف تخت نگه داشت. 
241-تالارمرکزی حمامهای کاراکالا، رم ،حدود 215 ب م (نقاشی از طرح بازسازی شده، کارگ، ایبل بلونت)
263- باسلیکای کنستانتین، رم ، حدود 310 – 320 ب م 

«ولی امروزه، چه کسی جرأت دارد
مانند آنها استحمام کند؟ اگر دیوارهای خانه مان با آیینه های درخشان و
گرانقیمت آراسته نشوند؛ اگر مرمرهای اسکندرانی ما در کنار موزاییکهای
ساخته شده با سنگ نومیدیا کار گذاشته نشوند، اگر حاشیه های آنها از چهار
طرف با الگوهای پیچاپیچ نماسازی نشوند و جلوه ای رنگارنگ همچون تابلوهای
نقاشی پیدا نکنند، اگر سقفهای هلالی ما غرق در شیشه نشوند، اگر استخرهای
شنای ما با مرمرهای تاسوسی که سابقاً دیدنش در هر معبدی مایه حیرت آدمی می
شد ساخته نشوند، خود را خسیس و تهیدست می پنداریم... اینهمه تندیس و
اینهمه ستون که به هیچ کاری نمی آیند، ولی فقط برای تزیین و صرفاً برای
خرج کردن پول ساخته شده اند؛ و دریایی از آب، هر روز غرش کنان از سطحی
دیگر فرو می ریزد! ما چنان تجمل پرست شده ایم که در آینده روی چیزی جز
سنگها قیمتی گام برنخواهیم داشت.»
البته حمامهای کارآکالا علاوه بر آنچه گفته شد مراکزی
اجتماعی بودند که هر کسی می توانست تمام روز را «بی آنکه کاری کرده باشد»
شادمانه در آن بگذارند. حمامها مراکز فرهنگی نیز بودند، چندین کتابخانه و
دنیایی از پیکره های اصل یونانی، در حمامهای عمومی و تعدادی از مهمترین
کپیه های مزبور از حمامهای کاراکالا به دست آمدند.
نام: سندای مدیاتک
معمار: تویو ایتو
مکان: سندای، ژاپن
مساحت سایت: 3،948.72متر مربع
زیربنا: 2،933.12 متر مربع
ارتفاع بلندترین نقطه:36.49 متر
اندازه: 2 طبقه زیر زمین و 7 طبقه بالای زمین
سازه: ساخته شده توسط بتن مسلح
طول ساخت: از 17 دسامبر 1997 تا 10 آگوست 2000
هزینه ساخت: تقریباً 13 میلیارد ین
افتتاح: 26 ژانویه 2001





بحث این هفته ی کلاس مبانی در مورد دوران رنسانس بود و رویکرد جهان غرب به فردگرایی یا همان اومانیسم. در باب مباحث نظری این اتفاق بزرگ با اندکی شتابزدگی بحث کردیم. و نظرات جنابان ولتر، کانت و چندتا فیلسوف عهد باستان را از نظر گدراندیم. ولی خب نشد بعضی نظرات را زیاد باز کنیم و البته جایش هم کلاس مبانی نظری معماری جناب رییسی نبود.
یک مقاله ای میگذارم در ادامه ی مطالب به نقل از کتاب نقد شماره ی30 از قول آقای محمد محمد رضایی که نظرات این آقای کانت را تقریبا نقد کرده است.

کانت و سکولاریسم اخلاقی
این نوشتار بر آن است تا به نقد اخلاقی سکولاریستی «ایمانوئل کانت» بپردازد. اخلاق کانت یک اخلاق وظیفهگرایانة سکولاریستی است که براساس آن، وظیفه و تکلیف اخلاقی را عقل عملی آدمی، بدون استعانت از دین مشخص میکند.


The new Limes Hotel, in Brisbane, is all about the newest, stylish innovations in hotel living. With only 21 rooms, designer Alexander Lotersztain
decided to focus on guests' primary travel requirements rather than
traditional, 5-star standards. Add to that a gorgeous, innovative
exterior, and you have a new definition of the luxury hotel experience.
Really digging the facade of the building and the interior view of it
from the guest rooms.

The Toronto University of Art & Design was designed in 2004 by architec William Alsop an English architect based in London. The concept is strongly reminiscent of Peckham Library, but takes it further, with the entire structure supported by stilts. He is responsible for several distinctive and controversial modernist buildings.
این هفته دارم دنبال آقای ویلیام آلسوپ میگردم.
این تصاویر و متن ها مربوط میشه به کارهای این رفیق جدید من جناب آلسوپ.

William Alsop
The British architect William Alsop
would like to see a project from his office, as for instance The Fourth
Grace in Liverpool, as a “[…] form-less building that appears to be out
of focus and always moving.”3
The work of William Alsop and Erick van Egeraat overlaps significantly here. The design of William Alsop for the Fourth Grace in Liverpool resembles the design of Erick van Egeraat for Capital City in Moscow. In the Netherlands both architects have not by coincidence designed a pop-podium that looks like a boulder – Erick van Egeraat designed the Mezz in Breda, William Alsop designed the Muzinq in Almere.
There are of course also lots of differences. William Alsop is a painter, and he works this attitude out in his architecture in a very explicit manner, for instance in his articulate coloring. But despite the differences between them here the overlap in architectural concept is relevant and informative.
The notion of the ‘formless, out-of-focus’ building of William Alsop is connected with the ‘soft’ architecture of Erick van Egeraat. In the eyes of Erick van Egeraat Modernism is too simple and too easy legible. Baroque buildings are far more interesting, because they are much less legible, and therefore don’t bore that easily.

Erick van Egeraat - Capital City, Moscow (Copyright EEA)

William Alsop - Fourth Grace, Liverpool
I think that the amount of recoding4, the amount of expression, the Baroque-ness in the architecture of William Alsop and Erick van Egeraat makes both architectures not easily legible, and therefore leaves the spectator puzzling sometime about what they see. The decoration provides a ‘suspense’, just as film and television leave you wondering, suspended, about how this film or series will end. And is ‘suspense’ not one of the most powerful emotions that one can experience?
William Alsop and Erick van Egeraat are not alone in their realization of suspense. The work of modern artists like David Lachapelle and Jasper Goodall shows the same kind of insistence on the form-less, the surreal, the decorated, the Baroque.
The work of these Baroque architects and artists find their conceptual image in the artwork ‘the Manimal.’5 This is a computer-generated hybrid of a snake, a lion and a human. The multitude of differences in comparison to a human face and the stratification of the image of the Manimal produces a ‘suspense’ with the spectator.
Erick van Egeraat: “Often we find things that we don’t understand beautiful.”2
Feminine beauty
Interesting is that the work of Jasper Goodall, David
Lachapelle and Erick van Egeraat also overlaps on an other level. All
three have a fascination for the female (sexual) object and claim that
they make things that in the first place just have to be ‘beautiful.’
The work of Goodall and Lachapelle is explicit erotic. In the work of
Erick van Egeraat feminine beauty plays a more implicit a role. (Erick
van Egeraat’s wife is not by coincidence a model.)
Erick van Egeraat states that you can describe (feminine) beauty in ideal measurements and proportions. But in reverse it is never true that if you apply these ideal proportions, a design automatically becomes beautiful. Just look at the ‘ideal’ women that are generated with the computer. Apparently beauty is more complex and maybe imperfections and coincidences are also important.
According to Erick van Egeraat Le Corbusier developed his Modulor so his associates could no longer mess things up with this measurement-system. But not a single building by Le Corbusier follows his system totally. Clearly Le Corbusier knew that beauty doesn’t emerge from ideal measures.2
The question that arises with the work of Jasper Goodall, David Lachapelle, and Erick van Egeraat is whether design that is stripped from every ideology necessarily focuses again on the natural, and in extension of that on the female (sexual) object. If you strive like them to a layered beauty that develops itself from a desire, a suspense, than the desirable female object seems to be the perfect starting point.
This article has been published in Dutch in the architectural magazine Pantheon// in July 2006.
1. This citation is an excerpt of an interview with Erick van
Egeraat that I did with Barbara Luns in February 2004 and that has been
published in Pantheon//.
2. Egeraat, Erick van; The Value of Beauty, lecture in Bacinol 12 January 2006
3. Jencks, Charles; The Iconic Building, Frances Lincoln, London 2005
4. Raaij, Michiel van, Remix Mies, Pantheon// Projective Landscape, February 2006
5. Berkel, Ben van; Bos, Caroline; Move, UN Studio, Amsterdam 1999
Update 3 march 2007
William Alsop announced this week that it will built a 43-story appartment-tower in the center of London. On top of a public plinth 15 stories of self-storage spaces are hidden behind an artwork of Bruce McLean. More similar to the Avant-Garde project in Moscow of Erick van Egeraat than I could have ever imagined.
I don’t know why the design by Alsop uses so much dark colors, that way avoiding a contextual relationship with the sky. Maybe architects should ‘paint’ more on white canvasses when designing towers.


Zaha Hadid’s futuristic designs match the cultural aims of the new Hermitage Guggenheim Vilnius Project. As always, the characteristic of Zaha Hadid architectural design always takes the conceptual terms of fluidity, velocity and lightness. The building appears like a mystical object floating above the extensive artificial landscape strip, seemingly defying gravity by exposing dramatic undercuts towards the surrounding entrance plazas. arge activated green fields flow around the museums sculptural mass, underlining its enigmatic presence with curvilinear lines echoing the elongated contours of the building.




این عنوان جایی ست که شیوه ی جدیدی از سیستم بیمارستانی را ارایه میدهد.. حضرت مرباغی بسیار روی این شیوه در کلاس این هفته صحبت کردند. و روی صحبتشان بیشتر به نگاه تازه ای بود که این مراکز در شیوه ی درمان و ساختمان دارند.
توی این جور مراکز درمانی بیمار حس بیمارگونه ندارد بلکه با یکجور زندگی شاد پروسه ی درمان را هم به لحاظ فیزیولوژیکی و هم به لحاظ روحی طی میکند. شیوه ی برخورد با بیمار از طرف پرسنل این گونه مراکز و روند درمانی آنها تا امروز پیشرفتهای چشمگیری در امر درمان بیماران صعب العلاج -و حتی لا علاج- داشته است.
معماران زیادی در دسیا علاقه دارند یکی از این مراکز را طراحی کنند.
در ادامه کار چندتا از این معمارها را گداشته ام. این را هم بگویم که حاج خانم ظه حدید اولین بار دست به ساخت چنین مرکزی زد. البته ایده ی این جور مراکز مال همین خانم مگی ست.
این مگی سنتر حاج خانم ظه حدیده..




اینم کار دوست عزیزم فرانک گهری..








دانلود مجله Architectural Record - September2009
دانلود خبرنامه معماری - شماره 7
عناوین خبری :
تازههای مرکز معماری ایران
- آموزش نرم افزار Rhinoceros
- آموزش Animation در 3dmax
- آموزش نرم افزار Quest 3DD
بالاخره مدرسه ای رو که این جناب تام مین طراحی کرده پیدا کردم.شما هم صفا کنید..
جناب استاد مرباغی برای طراحی پروژه ی این ترم خیلی تاکید داشتن این کارو ببینیم!
منبع http://morphopedia.com/projects/perth-amboy-high-school