مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

اینجا
جایی ه که
بدون دغدغه ی باز نشر
از وبلاگهای دیگه،
توش مینویسم..

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۳۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۰ ثبت شده است

۲۸ارديبهشت
بعضی خواب هاروز آدم را میسازد..خصوصا اگرطرفبمب انرژی باشد...فقط رفته بودم ببینمشهمینطور که با من حرف میزدیکهو از قیافه ی در هم م فهمید که ... گفتچی شده آقاجون؟گفتم هیچی آقا.........آخرش گفتصبر کن آقاجون..صبر کن..حالا از صبحنیشم تا بناگوش باز است..انگار نه انگار..
نرگس حسینی
۲۶ارديبهشت
ماجرای اهدای عضو، ماجرای عاشقی است؛ داستان قرب الهی است؛ سرگذشت خانواده های ایثارگری است که با گذشتن از کالبد عزیزانشان، ناامیدی مطلق هم نوعان نیازمند به عضوشان را به لحظاتی سرشار از امید و اعتقاد تبدیل می کنند و شادی وصف ناپذیر این درماندگان را به نظاره می نشینند ...؛ والحق که چه دشوار است این تصمیم، چه مصمم است این اراده ی وصف ناپذیر و چه آزمون الهی غریبی را با سربلندی پشت سر می گذارند؛ گویی در آن لحظات عجیب، در اوج وصلند و میتوان فریاد انالحق را از ذره ذره ی وجودشان شنید.هشتمین گردهمایی بزرگداشت پیوند اعضا در تاریخ 5 و6 خرداد ماه 1390 از ساعت 18 الی 24 با عنوان جشن نفس جشن زندگی به منظور سپاس از مقام والای خانواده های اهدا کننده ی عضو و ارتقای سطح فرهنگ جامعه و با حضور هنرمندان، ورزشکاران، مسئولین کشور، گیرندگان عضو و خانواده های بزرگوار اهدا کننده در بزرگراه نیایش ،مجموعه ورزشی انقلاب آکادمی ملی المپیک و پاراالمپیک برگزار میگردد. برای اطلاعات بیشتر به سایت www.ehda.ir مراجعه فرمایید.
نرگس حسینی
۲۶ارديبهشت
جناب پنگول دارند تشریف فرما میشند به شهر ما..رفتند دوتا بلیط گرفتند برای سالنی که قرار است برنامه اجرا بشود..!!این کودک درون این دوتا، هیچ وقت نمیخوابد..حتی حالا که یک ماه دیگر عروسی شان است..دایی بنده کم بود، زن دایی م هم به این اوضاع اضافه شد..دارند نقشه میکشند آن روز چه کار کنند.._ روز عروسی را نمیگویم ها....  روزی که پنگول می آید مد نظر است!!!_
نرگس حسینی
۲۶ارديبهشت
باران گل باریده در لؤلؤباران گل  باریده در لیبیاین مصر طوفانی ستاین گردباد از جانب صنعاستصبح است در جان جهانصبح است در بحرینصبح است در شاماتفردا در این بیداری ناگاهارض فلسطین می شود میقاتآیات یا آیات یا آیات!
نرگس حسینی
۲۴ارديبهشت
خیلی حرف عجیبی بود..انگار تمام این چند ماه م راکه مدام در سفرهای جغرافیایی ارضی و درونی بودتوی خودش داشت....ما میمانیم، تا کاری بکنیم..کاری نمیکنیم، که بمانیم....وقتی "هدف "درست باشد..باید تا آخر ایستاد....حرف ها امام راتازه تازهمیفهمم..توی هر قشریتوی هر مرامیمیشودبرای آن "هدف"تا آخر ایستاد..دقیقه 37 بی واژه
نرگس حسینی
۲۴ارديبهشت
وقت نشد برای هر عکس توضیح بگذارم..فقط اینقدر بگویمکهگرچه خاطرات دبیرستانم زنده شد،و گرچه بودن در این فضاها را کلا برای خودم جز واجبات میدانم..ولیروند نزولی منحنی "پرورش" در وزارت خانه ای به همین عنوانبسیار جدی حس میشود..و این ناشی از جهان بینی نوک دماغیو عدم وجود و بروز "انسان شناسی" در آن وزارت خانه ی فخیمه است..انشالله به فضل خداوندما و آنهاخود را در جهت صحیح تحقق آرمانهای اسلام و انقلاب قرار دهیم..تا دچاره مصیبت روز، مرگی     نشویم..که در نگاه اسلام هرکه دیروز و امروزش تفاوتی نکند ملعون است..باید یاد بگیریم..نه فقط کتاب های درسی را..که پرورش استعداد های مادر گرو همین فعالیت هاست..و کسب معرفت..
نرگس حسینی
۲۳ارديبهشت
باید هموقتی سر حرمله را دیدلبخند بر لبان مبارکش نقش می بست..باید همرخت سیاهاز تن حرم بدر می آمد....
نرگس حسینی
۲۳ارديبهشت
نفس که می کشمچیزی کم است؛عطر تو را کم دارداردیبهشت من..
نرگس حسینی
۲۱ارديبهشت
خیلی ....آنقدر که دلم میخواهدهمان طور که پشت مادرش قایم شده بود...حیفکه ..مادرهاحرمتی دارندکه نباید شکستشان..حتی اگر خیلی ...نبایدبزنی زیر گوشش..باید نفس عمیق بکشیومثل هزاران بار دیگرمثل تمام هزار بار دیگرشبگوییبلندبگوییخدایا ..  همه چیز در احاطه نگاه توست..پس دیگر دلیلی برای ادامه این ماجرا نیست...
نرگس حسینی
۲۱ارديبهشت
از اینجا بخوانید..
نرگس حسینی
۱۷ارديبهشت
رفته بودیم پیشش که با هم درد دل کنیم..او نصیحتمان کند..خیلی ها بلد نیستند درست نصیحت کننداو بلد است.اولین بار که دیدمشتشنه بودم به خونش..یعنی دلم میخواست سر به تنش نباشدحالاهرچه بگویدمیگویم: حتما دلیلی دارد....بیخود حرف نمیزند..حساب و کتاب دارد هر کلمه اش..برای همین وقتی نصیحت میکندمیدانی حتما خیر تو را میخواهد..مثل بعضی پدر مادر ها هم نیست که بچه را فقط توجیح کنند..قصه را مفصل برایت باز میکند..حوصله میگذارد پای تو..بالاخره معلم است دیگر..آن هم معلم تاریخ..زیر و بم تاریخ را بلد است..مستند حرف میزند..با علم جواب میدهد....آن روز بود که بعد از مدتها دوباره این جمله را از او شنیدم..کلی که گله کردیم از همه چیز..    حتی ترک دیوار..!!او هم دردهای دلش راگفت..و دردهای دل او کجا و دردهای دل ما کجا..عمق داشت دردهاش..بعد گفت : ولی خسته نشوید..اصلا خسته شدن توی کارش نیست..از آنهاست که خستگی را خسته میکند....یک جمله گفتجمله عجیبی ست..یادم نیست از کدام معصوم..فقط مضمون یادم هستکهمردم به زمامدارانشان بیشتر شبیه میشوند تا به پدرانشان....یک چیزی توی این مایه ها.....و بعد کلی مرا برد توی فکر..اول فکر کردم که یعنی ما چه بخواهیم و چه نخواهیمهمرنگ این اوضاع میشویم..ولی بعدها گفتمخبزمامداران چه کسانی هستند؟شوهر خاله فلانی..پسر عموی فلانی..دایی فلانی....ای بابا!زمامداران که از خود ما هستند!!!پس برویم فکری به حال خود کنیم.....همین است که در راس همه ی امور برای زمامداران، خودسازی ست..خود را دریابیم..همین است کهکلکم راع و کلکم مسئول عن رعیتک...همه ما چوپانیم....شاید برای همینخیلی از پیامبرانچوپان بودند..
نرگس حسینی
۱۷ارديبهشت
مادر هر کاری که بکند...اهل خانه هم یاد می گیرند!
نرگس حسینی
۱۵ارديبهشت
یک پیامکی دو سه روز پیش بدستم رسید که تویش یک حرفهایی زده بودکه آدم شرمش میشود بگوید....مضمون اینطوری بود کهاگر حضرت عباس -علیه السلام- بدنیا آمده بودندو در قید حیات بودندکسی جرات نمیکرددر آن روزگاربه حضرت ریحانه -سلام الله علیها- بی حرمتی کند....هرچه به خودم گفتمدهنت را ببندنشد..نمیتوانم....آقا اینها شرک است..خدا خودش بهتر از من و تو و جناب شاعرمیداند برای اهل بیتو بقیه چه بخواهد....اینها بی احترامی ست به حضرت حیدر - علیه السلام-اینها بی حرمتی ست به حضرت مجتبی - علیه السلام-...من نمیدانم تا کیباید این تند روی های کشنده را به اسم عشق و احترامتوی دین مردم تزریق کنیم....و بعد توقع کنیمکه مردموسط طوفان شنراه را هم پیدا کنند......من جدا توقع دارممتولیانکه اینقدر سنگ فرزندان حضرت خاتم -صلوات الله علیه- را به سینه میزننددر رویه خودو برنامه های کلان و خرد جامعهتجدید نظر کنند....تو را به خدابشنویم حرف آن کسی کهدارد حنجره اش پاره میشودبس که میگوید وما نمیشنویم....میترسمقلبهایمان مریض شده باشد..« فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» (بقره/10)
نرگس حسینی
۱۵ارديبهشت
دوباره بردندش..هر یک روز در میانمیبرندش..حال اصلا خوب نیست..
نرگس حسینی
۱۵ارديبهشت
ایمان دارمکه منو تودر غروببا هم وعده ها داریم....به یاد بیاورلحظه ای را که ایستاددر حالی که جز زیبایی ندیده بود....غروب بود...عکس ها مربوط به همین چند ساعت پیش اند..
نرگس حسینی
۱۵ارديبهشت
آدم خاطره بازی هستم..خیلی زیاد..آنقدر کهاین روزهاسرجایم بند نمیشوم..این روزها مسابقات سرود و تئاتر است..و من هنوز سرم درد میکندبرای این کارها....اگر بچه های قدیمی جمع شوند...اگر جمع شوند..دوباره میخوانیم....ولی آنهاهرکدامشانامروزجایی اند....یکی از بهترین راه های آشنایی دانش آموز با معارف اسلامیبا حس شرکت پذیریهمین گروه هاست....روحم این روزهادر حال و هواییبسیاربسیاربسیارعجیبنفس میکشد..
نرگس حسینی
۱۵ارديبهشت
دکتر گفته بودبرای کسالتباید عطرهای گرم بو کرد..خصوصا مریم..برایش مریم خریدم..و برای خودم..
نرگس حسینی
۱۴ارديبهشت
غالب دوستانحضوری و غیر حضوریکتبا و شفاهااعتراضات خود را مبنی بر نا مفهوم بودن پست های اخیر ابراز کرده اند..ضمن عذر خواهی از تمامی عزیزانبه اطلاع همه آنها میرسانمفعلا در مقدورات این حقیر نیستکه پستی "مفهوم" ارایه کند..قلم نامفهوم حقیر رابه وسعت نگاه خودببخشید....قبلاًقلباًسپاسگزارم..
نرگس حسینی
۱۲ارديبهشت
آدم بعضی وقت ها از بعضی تلفن ها واقعا گیج میشه...!
نرگس حسینی
۱۰ارديبهشت
سال پیش همین موقع ها بود که حسابی درگیر کار بودیم..یعنی از در و دیوار کار میریخت..بعضی وقتها شب ها واقعا نمیفهمیدم چطور بیهوش میشوم..البته تنها نقطه  اشتراک این روزها با آن روزها فقط در همین است..همین که نمیفهمم شب ها چطور بیهوش میشوم...!!..یاد آن همه توضیح برای یک پوستر ساده بخیر..همه این ها را گفتم که بگویمسال پیش فقط 4تا کار کردم.طرح همایش، دفاع پایان نامه، اطلس، سفر دانشجویی.برای 365 روز سال فقط همین..تازه سال همت و کار مضاعف هم بود!با توجه به سال قبلامسال عقبم..اردی بهشت است و هنوز خبری از من نیست..توی جلسه یک هو چشمم افتاد به قاب روی میزش..یک قاب کوچولوی ساده که روی میز نماینده رهبر در دانشگاه هنر جا خوش کرده بود..خط نستعلیق زیبا و خوانایی داشت..مرحبا همت قومی که چو دلبر گیرندبجز از دلبر خود از همه دل بر گیرند..اگر تمام کارهامان همین یک بیت را به ارمغان آوردبرده ایم..
نرگس حسینی