مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

اینجا
جایی ه که
بدون دغدغه ی باز نشر
از وبلاگهای دیگه،
توش مینویسم..

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها
۱۹فروردين
توی جبهه تیر خورد.خدا برد پانسمانش کنه!
نرگس حسینی
۱۸فروردين
در زمانه ای که همه پای یک فیلم صد تا اسم ردیف میکنند،آوینی ده ها فیلم ساخت که یک اسم هم آخرشان نبود.حتی رهبر هم که علاقه مند برنامه های روایت فتح استتا روزهای آخر عمر آوینی نمیدانست صدای گرمی که بر فیلم های روایت، متن میخواند، سید مرتضی ست.آوینی جمله ای دارد که میتوان او را با همین جمله شناخت:" اگر انسان هایی که مامور به ایجاد تحول در تاریخ اند، خود از معیارهای زمانه ی خویش تبعیت کنند، دیگر تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد."
نرگس حسینی
۱۷فروردين
گرچه فاطمیه است ولیمناین ذکر را بیشتر میبرم..تمام قصه فاطمیهغصه ی این ذکر است...اصلا همه ی اتفاق ها توی همین ذکر می افتد..همه ی قصه همین جاست...همه ی قصه توی همین حسین است...
نرگس حسینی
۱۶فروردين
CPRبرای وبلاگ ها هم جواب میدهد!!!وبلاگ مورد علاقه اماحیا شد.....شکر خدا..
نرگس حسینی
۱۶فروردين
اینها بخشی از سفری ست به بلندای بیش از 2500کیلومتر !میدانم دوری راه را با بلندی قیاس نمیکنند..خیلی چیزها را میدانیمولی عمل نمیکنیم..حتی به عمد!این هم روی همه...بیشتر عکس ها مربوط به قلعه ی فلک الافلاک در خرم آباد است.قلعه ای که قیمت بلیط اش، 4500 تومان برای هر نفر بود.البته با توجه به قیمت پسته،قیمت متعارفی ست..یک لحظه فکر کردم توریست خارجی ام..برای دیدن آثار مملکت خودمان هم ازمان سواری میگیرند..!!!
نرگس حسینی
۱۶فروردين
دل مادرمبرایمتنگ شده...
نرگس حسینی
۱۵فروردين
توی بازار شوشراه افتاده بودیم به بو کشیدن..آخر فقط از روی بوی ش میشد پیداش کرد..آنقدر بو کشیدیم تا پسرک را پیدا کردیم..کنار رود خانه ، توی شب، کلاه آفتاب گیر به سر، ایستاده بود؛پونه میفروخت..بو ش بازار را برداشته بود..همانطور که حالاخانه ی ما را برداشته..
نرگس حسینی
۰۵فروردين
خدایاخودمانیمنمیشود برای یکبار هم که شدهبی آبرویی من رااینقدر محکمتوی صورتم نزنی؟
نرگس حسینی
۰۵فروردين
میخواستمکنار این عکسهاحس هام را هم بنویسم..ولیبگذار هر کسحس خودش را داشته باشد..حس های من همبرای خودم....خواهد گذشت.
نرگس حسینی
۰۴فروردين
درمان همه‌ی دردهای بشر امروز در بازگشتن به وطن ایمانی است. بشر امروز درد غربت دارد، غربت از وطن قدسی ایمان، و از همه تأسف‌بارتر این نکته‌ی ظریف است که این غربت به فراموشی انجامیده است و او این خراب آباد را وطن پنداشته و دیگر دلش در هوای وطن حقیقی نمی‌تپد.  این روزهاکه بعضی ها نوروز و فاطمیه و انقلاب و پسته و انتخابات و ظهور رافقط به روش خودشان میخوانندو هیچ خط کشی برای بودنشان ندارند، جز خودشانآدمبدجور دردش می آید...به خودم قول داده اماین حاشیه هامرا از متن دور نکند.دونده ای که به نقطه ی پایان فکر کند،با اتفاقات اطرافسرگرم نمیشود..فقط به هدف فکر میکند و به جلو میدود....یکی از حربه های امپریالیسم برای از پا درآوردن ملت ها،خواباندن آنهاست...ملتی که مشغول حاشیه ست،خواب است..کسی که خواب استفکر نمیکند،عمل نمیکند.جلو نمیرود.فقط در رویاست........در رویای دست یافتن به آنچه ندارد...آنچه که شاید حتی اگر داشته باشدش همبه دردش نخورد......باید هدف را شناخت و به سمتش دوید..خیلی وقت نداریم...آیت الله بهجت گفته...
نرگس حسینی
۰۴فروردين
انگارقصه ی تیر سه شعبه قدمتی بیشتر از کربلا دارد...از سینه ی فاطمهسلام الله علیها بپرس...
نرگس حسینی
۲۷اسفند
برای خرید کردنخیلی دیر است خوب است که دیر استخیلی وقت برایش نمیگذارم..قلبم درد میگیرد وقتی نعل اسب را در ورودی بعضی مغازه ها میبینم..قلبم درد میگیرد وقتی توی بعضی از مغازه ها صداهای نا مربوط میشنوم..
نرگس حسینی
۲۷اسفند
آدم هااز تجربه هایشان امتحان میشوند..مثلا دختری را میشناسم،که در نینوا،امتحانِ دیدنِ 25 سال سکوت پدرش را داد..و جز زیبایی ندید..
نرگس حسینی
۲۶اسفند
توی این چند روزحتی یک پیامک تبلیغ هم نیامد..از این پیامها که حسابی کفرم را بالا میاورد..ولیتوی دروازه ی شهردوبارهشروع شد...انگار خاصیت شهر است که تو را توی خودش غورت بدهد..از بلعیده شدن بیزارم..
نرگس حسینی
۲۶اسفند
اشکامان از من برده بود و سکوتامان از او...بهم گفتمن میخواستم بزنمت..ولی تو منو محکم زدی...سلام رسوند..
نرگس حسینی
۲۶اسفند
توی کربلاپیدا کردن تربت خوبکار سختی بود..بو میکشیدیم حسین را..آخرشپول هامان که تمام شدشب آخرتوی یک مغازه ی کوچکیک تسبیح پیدا کردیمکه بوی حسین میداد..حالا هر وقت دلم خیلی تنگ میشه......
نرگس حسینی
۲۶اسفند
راز بی نشان است و رمز نشان بی نشان؛ اشاره ای و دیگر هیچ...بسیار هستو کلام برای بروز، دست تنهاست..فعلا فقط نگاه..
نرگس حسینی