مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

اینجا
جایی ه که
بدون دغدغه ی باز نشر
از وبلاگهای دیگه،
توش مینویسم..

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها
۰۲فروردين

آفتابکاران جنگل

دوشنبه, ۲ فروردين ۱۳۸۹، ۰۷:۰۸ ب.ظ
گویا باید برای بعضی از دوستان توضیح بدم که این شعر یه شعر قدیمی محلیه که جدیدا برخی دوستان هم ازش استفاده های کذا کردند...

شعر بسیار زیباست

با همین بیت اولش سرچ کنید فایل قدیمیش رو هم پیدا میکنید.


سر اومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون
کوهها لاله زارن لاله ها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو می کارن
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گریزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور
توی کوهستون دلش بیداره
تفنگ و گل و گندم داره میاره
توی سینه اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره، جان جان، یه جنگل ستاره داره
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۰۱/۰۲
نرگس حسینی

نظرات  (۳)

افتض!!رفیق افتض!!قول می دی جان من قول می دی دیگه شر و ور نگی؟
احسنت....عربیم بهتر شده دیگه نمی گم احسنتم!
عید شما مبارک.........سال 89 هم رسید ...پست های قبلیتو می خوندم روزنامه باطله ها رو خوب یادمه اما حالا باید قول بدی یه بار دیگه فضای تعلقت رو نشون بدی ...





جناب مهندس
اول تبریک سال نو.
سپس تبریک آموزش عربی
سپس..
حس تعلقمو بچه های خوابگاه گذاشتن زیر بخاری برقی که شاسی ش خاموش نشه!
دیدیم باید از معماری استفاده ی ابزاری کرد بعضی وقتها ..!!
دم بچه های خوابگاه گرم ...رفیق
این حس تعلق جدیدتون رو که در پستهای قبلی اشاره کردید عرض کردم...بیزحمت یک اسکیسی چیزی از روش بزنید .
ببینیم چقدر پیشرفت کردید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی