مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

وب نوشت های ن حسینی

مهرازی

اینجا
جایی ه که
بدون دغدغه ی باز نشر
از وبلاگهای دیگه،
توش مینویسم..

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۳۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۰ ثبت شده است

۱۰ارديبهشت
به قولی بعضی هاخیلی "شیک" رفتم مطب دکتریه ربع شرح ما وقع کردم..اونم یه معاینه انجام داد با تمام مخلفات..آخرشم گفت_ همونجوری شیک گفت_شما مشکل خاصی نداری..به قضیه زیاد گیر نده!!!..واقعا از مبلغ ویزیت مشعوف شدم!!الحمدلله..
نرگس حسینی
۱۰ارديبهشت
فکر کنم لازم به گفتن است که من آدم تنبلی هستم..و به خاطر همین فقط به کامنت هایی که میشود زیرش پاسخ گذاشت جواب میدهم.حس و حال جواب در ایمیل را هم ندارم..دوستان نزدیک کاملا به این حالات تنبلانه من واقف اند..بقیه دوستان هم معمولا با این دیکتاتوری کودکانه من بالاجبار کنار میآیند..خلاصه ببخشید که من با دموکراسی خودم پیش میروم..من به عنوان بخشی از این دمو حق دارم قوانینی وضع کنم..تئوکراسی که نیست ، که تکلیفمان معلوم باشد...   دموکراسی است دیگر!!
نرگس حسینی
۰۹ارديبهشت
مختار!راهی نمانده استهمین امشب  از سریال بیرون بزن
نرگس حسینی
۰۸ارديبهشت
«فریدریش نیچه به درستی مرگ خدا را اعلام کرد، اما من می‌گویم که اوهرگز به دنیا نیامده است. خدا افسانه است. او اختراع است و اکتشاف نیست. آیا تفاوت بین اختراع و اکتشاف را می‌دانید؟ اکتشاف با واقعیت سر و کار دارد، اما اختراع را شما پدید می‌آورید.»اوشواین نوشته را در این صفحه از ویکی پدیا خواندم..یادش بخیر کلاس های دکتر رییسی..یک روز آمد و گفت ،کانت این را میگویددکارت این رانیچه این را..آخرش هم گفتانگار حسابی پنبه ی خدا را توی این جلسه زدیم..!!خیلی وقت استاز داغی کلاس های مبانی گذشته..و من مانده ام با روحیه ی نقدی که یادگاری حقیقت جویی است وشایددکتر رییسیو قبل از او آقا مرتضی به بودنش در منسیخونک زده اند..سیخونک شاید همان عبارتی باشد که توی فیس بوک ، در سمت چپ بالا ، میشود مشاهده کرد....خیلی دوست داشتمنیچهکانتو دکارتزنده بودندو این روزها را میدیدند..روزهایی کهآنچه آنها رشته بودندیکییکیپنبه میشود....باید این عقبگرد فلسفی را جبران کنیم..آقای ملاصدراآقای سهروردیلطفا برانگیخته شوید..دنیا به شما احتیاج دارد....نیچه مرده است..
نرگس حسینی
۰۸ارديبهشت
بمباران اطلاعات..بمباران اطلاعات شده ام این مدت!وقت هم ندارم به همه شان برسم..حدود دویست ، سیصد ساعت فایل صوتی..چندین فیلم مستند..و چند هزار صفحه کتاب و مقاله و متن..همه ی اینها را اضافه کنیم بهمتونی که باید بنویسم از مکالمات بین پیاده روی یا سرپایی و احیانا روی صندلی یشمی....و با وجود همه ی اینها اضافه کنیم قدم زدن طولانی فکر ارشد، که این روزها دارد مغزم را میخورد..و باز ، حال ناخوش خودم و اهل خانه ، که شب را از من گرفته و روز را کوتاه کرده ، آن هم در این روزهای بلند بهار!!..خلاصه کهباید یک فکری به حال ِ حالم بکنم!!فرصت که گیر میاورم میچسبم به بخشی از این حجم اطلاعات..دقیقا این روزهادلم عکاسی میخواهد..و مدت ها قدم زدن..و سفر کردن تنهایی..شاید اگر به سرم بزندسه شنبه راه بیوفتم و بروم قم..اگر حضرت خواهر، بطلبند....دیروز رفته بودم به بهشت کوچک شهر..کمی آنطرف تر از فک و فامیلچند خانه ی خالیدر انتظار ساکنان خود بودند..خانه های خالی..و ساکنانی که هیچ کدامبه این خانه های کوچکعادت نداریم..از هر کسهمانقدر میخواهندکه میداند..همانقدر که به اوداده اند..
نرگس حسینی
۰۷ارديبهشت
با دردهای مزمنفقطمیشود مدارا کرد....دردهای مزمن..دردهاییمثل درد نبودن تو...
نرگس حسینی
۰۶ارديبهشت
دم غروبمیان حضور خسته ی اشیانگاه منتظریحجم وقت را میدید...عکس هاهمه امروز غروب ند..بعد از باران..و بعد ازیاد آوری " کلمات"وآخرین " کلمه"...
نرگس حسینی
۰۴ارديبهشت
گر بگذری ز خاکم و گویی تو را که کشت فریاد خیزد از کفنم آرزوی تو
نرگس حسینی
۰۳ارديبهشت
خاطرات در فضایی میماندکهخالقشانماییم..این جمله را یکی از دوستاندر پاسخ به تبریک روز معمار برایم فرستاد....لبخند روی لبهایم نشست..اولشلبخندی گرمو بعد..تلخ شد....امروز بزرگداشت شیخ بهایی،روز معمار،و روز اصفهان است....معمارهافضا طراحی میکنندو فضاانرژی دارد..اگرچهدر حرمت فضاییقائلم به شرف المکان بالمکینولیاین حقیقت استکهچون معمار، هنرمند استو هنرمنددر جسم اثرشحلول میکندپسهنرمنددر انرژی فضا ، تاثیر دارد....و حالا تو فکر کنکه معمار میتواندچه مدینه ی فاضله ای بسازد با اثرشو انرژی اثرش...و میتواندچه نا کجا آبادی بسازد،باز با انرژی اثرش...!!!..و باز آقا مرتضیو باز آقا مرتضیکه روحش شادمیگفت:هنر، تجلی شیدایی ست....معمار میتواندجامعه را شیدا کند....اگر شیدا باشد....چندتا معمار شیدا داریم....؟..جامعه ی اشراقی....جامعه ای ستکه معمارانششیدا باشند....حیف..حیف که جامعه ی آکادمیک معماری امروز مااز اشراقو شیداییبسیار فاصله دارد......و این فاصلههمان فاصله ماستتاخدا.
نرگس حسینی
۰۲ارديبهشت
داشتم به حاج رضا فکر میکردم..سن و سال حاج رضا خیلی بالاست.جای پدریزرگ من است..با دایی یک جورهایی هم کارند..چند وقت پیش حاج خانوم از همسر حاج رضا پرسیده بود: کم پیدایی؟! نیستی؟!گفته بود: حاجی نیست بیشتر میمانم خانه..پرسیده بود: کجا رفته مگه؟گفته بود: دانشگاه تبریز قبول شده...!!  میره اونجا نصف هفته.....حاج رضا با آن همه مشغله و کار و بار و زندگی دانشگاه روزانه قبول شده..!!....دارم فکر میکنم ، این کتابی که دو هفته است که قرار است بخوانمش ، چرا از صفحه هفتاد تجاوز نمیکند؟..دکتر حسابی را بیخیال..شهید چمران را بیخیال..حسن باقری را بیخیال..بوعلی سینا را بیخیال..بیالااقلحاج رضا بشویم...!
نرگس حسینی
۰۲ارديبهشت
زمان بیقرار استوما..آدم گاهی نمیداند.آدم گاهی نمیخواهد بداند.آدم گاهینه میداندو نه میخواهد که بداند...خداوندامرا در گروه جاهلان مپسندو اگر مرا در دسته جاهلان میپسندیمرادر جهل مرکب قرار مده..فرصتی دهتابدانمکهنمیدانم....کهنمیدانم...
نرگس حسینی